سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
127
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
محل وطى واقع بوده و براى اين معنا قابل باشد همچون دختر بچه ( 8 ) ساله ولى اگر قابل براى وطى و عمل مقاربت نباشد قاذف را تعزير مينمايند زيرا در اين صورت طفل را سبّ كرده و يكى از اسباب تعزير سبّ مىباشد . و دليل بر اينكه وى را سبّ نموده آنست كه در فرض مزبور يقين به كذب قاذف داريم . سپس شارح ( ره ) مىفرماين : اگر مردى همسر ديوانهاش را مورد قذف قرار داده و نسبت زنا به او داد در صورتى كه اين فعل را به حالت جنون وى نسبت دهد ويرا تعزير ميكنند و اگر اظهار كند كه در حالت صحّت و سلامتى مرتكب اين فعل شده او را ( قاذف را ) حدّ مىزنند . البتّه وى مىتواند براى اسقاط حدّ از خود لعان نمايد به اين نحو كه تأمّل و صبر كند بعد از افاقه پيدا كردن مجنون به اين امر اقدام نمايد چنانچه اگر مولود زن مجنونه را نيز نفى نمود همين حكم جارى مىباشد . فرع اگر مردى همسر كر يا لال خويش را مورد قذف قرار داد حكم اين است كه ايندو بدون لعان بر وى حرام ابدى مىشوند امّا اگر فرزند را از ايندو نفى كرد در اينكه لعان در اينمورد ثابت و مشروع باشد دو احتمال است : 1 - بگوئيم لعان ثابت است زيرا نصّى كه دلالت بر حرمت ابدى زن بر مرد بدون لعان داشته باشد در دست نيست پس اصل مقتضى است تا لعان واقع نشود زن بر مرد حرام مؤبّد نمىشود . 2 - ملتزم شويم كه لعان در اين مورد ساقط است زيرا نفى ولد با